تبليغاتX
آخرخط -
 

 خیلی دوست دارم یه پست جدید بنویسم ولی انگار قفل کردم . یا سرما باعث شده

افکارم یخ بزنه. شایدم اصلا اتفاق جدیدی نمی افته . در حالی که اورژانس ما هر

روزش اتفاقه.اتفاقات وحشتناک. از برادری که با چاقو زده برادر خودشو لت و پار کرده

و فرستاده پیش ما تا بچه هایی که هر روز می افتن و پدر مادرهای دست پاچه که

دوران بچگیشونو فراموش کردن اونا رو میارن بیمارستان و از ما میخوان عکس رنگی از

 سر بچه بگیریم. جالب اینجاست وقتی دانشجو بودم معنی عکس رنگیو نمیفهمیدم.

چون سی تی اسکن که مورد نظر اوناست همون سیاه و سفید و خاکستریه. مثل

ورم روده و معده  یا اصطلاحات دیگه ای که سر در نمیارم. یا نارسایی اعضا که بهش

میگن تنبلی. به هر حال تا ما زبان تخصصی اصطلاحات پزشکی ملتو یاد گرفتیم پیر

شدیم.

خووب الان داشتم کم کم گرم نوشتن میشدم ولی باید با برادرزادم برم که برای

سفالگری تو مهد کودک پیش بند بخره .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 17:34  توسط ستاره |